الدكتور محمد التيجاني ( كوشش : ساروى )
28
چكيده انديشه ها ( فارسي )
" اى فرزند رسول خدا آيا توبه اى برايم هست ؟ " . ديگر نتوانستم طاقت بياورم ، شيون كنان خود را بر زمين افكندم ، گويا خود " حر " هستم واز حسين مىخواهيم كه : " اى فرزند رسول خدا آيا توبه اى برايم هست ؟ يا بن رسول الله ، از من در گذر ومرا ببخش " . بر اثر صداى واعظ ، گريه وشيون مردم بلند شد ، دوستم همچون مادرى مرا در بغل گرفت و " يا حسين ، يا حسين " مىگفت : از أو خواستم كه داستان شهادت امام حسين ( عليه السلام ) را برايم تكرار كند ، چرا كه پيرمردانمان تاكنون مىگفتند : منافقين ودشمنان اسلام ، همانهائى كه " عمر " و " عثمان " و " على " را به قتل رساندند " حسين " را نيز كشتند . ما تا كنون " عاشورا " را عيد مىدانستيم وجشن مىگرفتيم غذاهاى خوشمزه مىپختيم وبراي كودكان شيرينى وأسباب بازى مىخريديم . وعلماى ما روايتهايى را در فضليت روز عاشورا وبركات آن نقل مىكردند ، راستى كه شگفت آور است . خداحافظى از " عراق " پس از ملاقاة با شيعيان شك ودو دلى بر من مستولى شد ، شايد حرف اينها حق باشد ، چرا تحقيق نكنم ، خداوند مىفرمايد :